مدیر محصول کیست؟ چه وظایفی دارد؟ چرا این موقعیت شغلی حقوق بالایی دارد؟ اگر اینها سوالاتی که ذهنتان را مشغول کرده در ادامه با پیام رسان همراه شوید. علاوه بر پاسخ به این سوالات خواهیم گفت چطور مدیر محصول شویم و آینده موفقی در این شغل داشته باشیم.
مدیر محصول در یک نگاه
اگر واقعاً قصد دارید مدیر محصول شوید، پیشنهاد میکنیم تا انتهای این مطلب را بخوانید. بااینحال، اگر فرصت نمیکنید، قصدتان چندان جدی نیست یا فقط میخواهید با این شغل آشنا شوید، اجازه دهید چکیده این مقاله را بگوییم:
- مدیر محصول کسی است که فقط و فقط بر روی یکی از محصولات برند تمرکز میکند؛
- او برای آینده محصول برنامهریزی میکند و استراتژی آن را مینویسد؛
- سپس بر اجرای برنامه نظارت دارد و تلاش میکند همه چیز درست پیش برود؛
- براساس نتایجی که در میانه راه مشاهده میکند، استراتژی خود را اصلاح میکند؛
- مدیر محصول باید درک کاملی از کسبوکار، بازار، تکنولوژی و تجربه کاربری (UX) داشته باشد.
مدیر محصول کیست؟
خیلیها با شنیدن نام مدیر محصول تصویر شخصی در ذهنشان میآید که آستینها را بالا زده و بالای سر پروژه ساخت محصول ایستاده تا همه چیز درست انجام شود؛ ولی این تصور اشتباه است! کسی که وظیفه نظارت روز به روز را دارد، مدیر پروژه است نه مدیر محصول.
مدیر محصول وظیفه کلیتری دارد. او باید موضوعاتی مثل استراتژی، ویژگیهای محصول، جایگاهیابی در بازار، رقابت و معیارهای موفقیت را مشخص کند. البته همانطور که در بخش قبل گفتیم مدیر محصول به اجرای درست استراتژیها نظارت دارد و نتایج آن را بررسی میکند، ولی خودش وارد فرایند برنامهریزی اجرایی نمیشود.
مهمترین ابزارهای مدیر محصول انجام تحقیقات بازار، تحلیل دادههای کسبوکار و البته مهارت تفکر استراتژیک است. او با استفاده از دو ابزار اول ابتدا متوجه میشود که بازار دقیقاً به چه محصولاتی نیاز دارد و کسبوکارش چه تواناییهایی دارد؛ سپس با تفکر استراتژیک تصمیم میگیرد که چطور میتواند با آنچه اکنون در چنته دارد، محصولی بسازد که بفروشد. اگر میخواهید بدانید این مسیر از ایده تا عرضه چطور طی میشود، مطالعه یک راهنمای توسعه محصول جدید نقطه شروع خوبی است.

مدیر محصول چقدر حقوق میگیرد؟
معمولاً این بخش را میگذارند برای انتهای مقالات، ولی ما تصمیم گرفتیم همین ابتدا درباره آن صحبت کنیم. اینطور میتوانید همین اول سنگهایتان را با این شغل وا بکنید و اگر واقعاً معیار اصلی شما برای انتخاب شغل حقوق آن است، تصمیم خود را بگیرید.
طبق گزارش مشاغل جاب ویژن در سال 1405:
میانگین دریافتی مدیران محصول در تهران 102 میلیون تومان و شهرستانها نزدیک به 90 میلیون تومان است. جالب است بدانید که میانگین سقف دریافتی این شغل تا 135 میلیون تومان ادامه دارد و البته هستند کسانی که به 82 میلیون تومان هم راضی شدهاند.
جاب ویژن
همچنین خوب است بدانید که در میان مشاغلی که جاب ویژن بررسی کرده، مدیریت محصول بیشترین حقوق دریافتی را داشته و از این نظر خیلی خیلی جذاب است. پس اگر واقعاً علاقهمند باشید و مدیر محصول موفقی شوید که همه شرکتها دنبالش هستند، احتمالاً شما هم عضو جامعه 4 درصدیها شوید!
مدیر محصول چه وظایفی دارد؟
خب، میدانیم که با مشاهده حقوق دریافتی این شغل حسابی ذوقزده شدهاید، اما اجازه دهید همین حالا کمی فیتیلهتان را پایین بیاوریم و درباره مسئولیتهای گاهاً دشوار این شغل صحبت کنیم.

1. طراحی استراتژی محصول
اولین وظیفه شما به عنوان مدیر محصول، طراحی استراتژی است. شاید در گام اول واژه خیلی ساده و سطحی به نظر برسد، چون این روزها هر کسی از راه رسیده اسمش را استراتژیست گذاشته و هر کار کوچکی انجام میدهد را طراحی استراتژی مینامد. ولی حقیقت چیز دیگری است!
برای طراحی استراتژی چه برای کسبوکارتان باشد، چه برای زندگیتان یا محصولی که میخواهید بفروشید – باید ابتدا سه موضوع را در نظر بگیرید:
- محیط داخلی
- محیط خارجی
- ارکان جهتساز
خیلی نمیخواهیم وارد جزئیات شویم. همینقدر بدانید که محیط خارجی یعنی آنچه در اطراف شما اتفاق میافتد، محیط داخلی یعنی قابلیتهایی که شما دارید و ارکان جهتساز هم بیشتر به اهداف و ماموریتها و ارزشهایی مربوط است که برای خود یا محصولتان قائل هستید.
بنابراین به عنوان مدیر محصول باید به خوبی بدانید که رقبا شما چه چیزهایی دارند و مشتریان شما چه چیزی میخواهند (محیط خارجی) کسبوکار شما چه قابلیتهای و توانمندیهایی دارد (محیط داخلی) و در نهایت اینکه اهداف اصلی کسبوکار شما و ارزشهای محوری آن چیست (ارکان جهتساز).
یکی از حساسترین بخشهای همین استراتژی هم تعیین قیمت است؛ جایی که داشتن یک استراتژی قیمت گذاری محصول درست، میتواند مرز میان سود و زیان شما را مشخص کند.
2. تجزیه و تحلیل دادهها
به عنوان مدیر محصول باید درک عمیقی از دادهها داشته باشید. البته فراموش نکنید که شما مدیر تحقیقات بازار نیستید و خودتان لازم نیست داده جمعآوری کنید. ولی لااقل باید بدانید که دقیقاً چه استفادهای از دادهها میشود و شما به چه اطلاعاتی نیاز دارید. اینطور میتوانید به مدیر تحقیقات بازار خط بدهید که فعالیتهای خود را با اهداف شما همسو کند.
در نهایت هم باید بتوانید از خروجی تحقیقات بازار برای طراحی یا اصلاح استراتژی خود استفاده کنید. یعنی برای مثال شما مشتریان محصول خود را افراد جوان در نظر گرفتهاید، ولی نتایج تحقیقات بازار نشان میدهد که نوجوانان بیشتر از آن استقبال میکنند.
اینجاست که یا باید مشتریان هدف را تغییر دهید و یا اینکه اجرای کمپینهای بازاریابی خود را اصلاح کنید. همین تصمیمهای دادهمحور است که در نهایت پاسخ میدهد چگونه فروش محصولات را افزایش دهیم و از بازار عقب نمانیم.
3. برگزاری جلسات دورهای
تقریباً از هر مدیر محصولی که درباره شغلش سوال کنید «برگزاری جلسه» عبارتی است که بیشتر از همه میشنوید. البته این موضوع چندان درست نیست، چون اگر افراد واقعاً با اهداف شغلی خود آشنا باشند باید بیشتر درباره طراحی استراتژی صحبت کنند، ولی خب در ایران معمولاً چنین آگاهی عمیقی وجود ندارد.
حال شاید بپرسید که باید با چه کسانی جلسه بگذاریم؟ پاسخ ساده است: با همه! از مدیر عامل شرکت و هیئت مدیره گرفته تا مدیران بازاریابی و مالی، گذر پوست شما به دباغخانه همه خواهد افتاد.
بنابراین باید زبان چرب و متقاعدکنندهای داشته باشید. باید بتوانید دیگران را متقاعد کنید که در راستای اهداف شما قدم بردارند و برایتان مانعتراشی نکنند.
مثلاً اگر بخواهید مدیر مالی را قانع کنید که بودجه تبلیغات را بیشتر کند، یا از مدیر بازاریابی بخواهید که به جای شبکههای مجازی از سامانه پیامکی برای برگزاری کمپین استفاده کند، همه اینها به برگزای جلسات جداگانه نیاز دارد. برای همین کمپینها هم داشتن چند نمونه متن معرفی محصول آماده و حرفهای، کار تیم بازاریابی را بسیار راحتتر میکند.
نکته: بین خودمان باشد، در این میان بزرگترین مشکل را با مدیران مالی (مالیچیها شرکت) خواهید داشت.
4. نظارت بر اجرای درست استراتژیها
همانطور که قبلاً گفتیم، معمولاً مدیر محصول وظیفه اجرای استراتژی را ندارد (البته در ایران همه چیز ممکن است)، بااینحال او باید به اجرای درست استراتژیها نظارت کند. یعنی وقتی استراتژیهای اولیه را به مدیران پروژه تحویل داد، به خروجی کار آنها نظارت کند و ببیند که آیا ماهیت محصول دارد در همان مسیری که مدنظر او بوده است حرکت میکند یا نه؟
این وظیفه تا حد زیادی با وظیفه قبلی مرتبط است. یعنی شما علاوهبر اینکه نتایج را بررسی میکنید، باید در جلسات دورهای به مدیران بخشهای مختلف فیدبک بدهید و آنها را از درست یا اشتباه بودن کارهایی که انجام میدهند آگاه کنید.
5. مدیریت کردن تیم محصول
همانطور که از نام شغل پیداست، ما با مدیر محصول طرف هستیم و قاعدتاً مدیر بدون تیم معنا ندارد. در بحث مدیریت محصول شما علاوهبر جلساتی که با مدیران بالادستی و همرده خواهید داشت، وظیفه هدایت تیم خود را برعهده دارید. تیمی که با توجه به نوع محصول ممکن است شامل طراح، مهندس، بازاریاب، محقق و … شود. در این مسیر باید:
- به اعضای تیم انگیزه بدهید؛
- اهداف و استراتژیهایتان را به زبان ساده به آنها توضیح دهید؛
- درباره عملکردشان فیدبک بدهید؛
- آنها را تشویق و در برخی موارد تنبیه کنید؛
- درباره استخدام یا اخراجشان تصمیم بگیرید.
آنچه گفتیم فقط بخشی از وظایف مدیر محصول است. در عمل ممکن است با وظایف بیشتری درگیر شوید که البته تا حدی هم به محل فعالیتتان بستگی دارد. بااینحال این 5 وظیفه مهمترین چیزهایی هستند که باید در شروع برای آنها آماده باشید.
برای مدیر محصول شدن به چه مهارتهایی نیاز دارید؟
با گذر از وظایف به مهارتها میرسیم. این دو مثل مرغ و تخممرغ هستند: تا وقتی مهارت نداشته باشید نمیتوانید وظایف خود را انجام دهید و اگر وظیفهای نباشد، مهارت به دردتان نمیخورد. مهارتهای که در ادامه میگوییم هم برای انجام 5 وظیفهای که قبلتر گفتیم ضروری هستند.
1. تفکر استراتژیک
بیشتر افراد درک درستی از تفکر استراتژیک ندارند، درحالیکه فکر میکنند واقعاً چنین مهارتی را دارند! تفکر استراتژیک به شما کمک میکند به جای اینکه درگیر کارهای روزمره شوید و سر خودتان را با چیزهای پیشپاافتاده گرم کنید، از بالا به داستان نگاه کنید و از مسیری که باید دنبال کنید خارج نشوید.
کسی که تفکر استراتژیک دارد به خوبی با نقاط قوت و ضعف شرکت خود و محصولی که قرار است مدیریت کند آشناست. همچنین تسلط خوبی به بازار دارد و فرصتها و تهدیدها را زودتر از بقیه شناسایی میکند. سپس با توجه به شایستگیهای خود برای استفاده از فرصتها یا مقابله با تهدیدها گام برمیدارد. بخشی از این نگاه از بالا، درک درست چرخه عمر محصول است تا بدانید محصولتان در کدام مرحله ایستاده و چه تصمیمی برای آن درستتر است.
2. مهارت مذاکره
حضور در جلسات بخش جداییناپذیر مدیریت محصول است. به عنوان یک مدیر محصول تقریباً باید با مدیران همه بخشهای سازمان جلسه برگزار کنید؛ از مدیر عامل گرفته تا مدیران بازاریابی، مالی و عملیات. مهمترین سلاح شما هم برای حضور در این جلسات مهارت مذاکره است.
چه بخواهید برای توسعه محصول خود بودجه بیشتری بگیرید، چه بخواهید کمپین بازاریابی موفقی برگزار کنید یا حتی حقوق دریافتی تیم خود را افزایش دهید، باید تعدادی از اعضای سازمان را متقاعد کنید. چنین کاری فقط و فقط با مهارت مذاکره ممکن میشود. البته یادگیری این مهارت را نه فقط برای شغل مدیریت محصول که برای موفقیت در زندگی پیشنهاد میکنیم.
3. مهارت تجزیه و تحلیل دادهها
همانطور که قبلاً اشاره کردیم، به عنوان مدیر محصول خودتان مجبور نیستید داده جمعآوری کنید (اگرچه بعضی اوقات بهتر است خودتان هم چنین کاری انجام دهید)، ولی در نهایت باید از دادهها و اطلاعاتی که تیم تحقیقات بازار در اختیار شما قرار میدهد استفاده کنید. این دادهها معمولاً شامل نمودارهای مختلفی است که باید معنی هر کدام را دقیقاً بدانید.
ضمن آشنایی با نمودارها، باید خودتان هم با فرایند تحقیقات بازار آشنا باشید؛ چون معمولاً زمانی نتیجه بهتری میگیرید که خودتان به تیم تحقیقات بازار خط بدهید. یعنی به آنها بگویید که دقیقاً چه هدفی دارید و برای رسیدن به آن باید چه اطلاعاتی در اختیار شما قرار گیرد.
4. مهارت تصمیمگیری
بازار بهطور دائم تغییر میکند، ذائقه مشتریان شما عوض شده و رقبای جدیدی هم وارد میدان میشوند. به همین دلیل است که بعضیها کسبوکار را به میدان جنگ تشبیه میکنند. هیچ چیز قابل پیشبینی نیست و اگر کمی تعلل کنید، ممکن است جایگاه خود را برای همیشه از دست بدهید. اینجاست که مهارت تصمیمگیری به کمک شما میآید.
به عنوان مدیر محصول باید هر روز تصمیمات مهمی بگیرید. تصمیماتی که اشتباه بودنشان ممکن است هزینههای سنگینی داشته باشد. گاهی این تصمیم درباره قیمت است؛ مثلاً اینکه در شرایط رقابتی، کاهش قیمت محصول بهصرفه است یا باید روی ارزش آن مانور دهید. ولی از همه اینها بدتر، تصمیمنگرفتن است. اگر مدام بخواهید از عوارض تصمیمات خود بترسید و خیلی کمالگرا باشید، نمیتوانید به موقع تصمیم بگیرید و قافیه را به محصولات رقیب واگذار میکنید. به همین دلیل است که مهارت تصمیمگیری یکی از واجبات شغل مدیریت محصول است.
5. مهارت رهبری
قبلاً گفتیم که شما به عنوان مدیر محصول باید تیم محصول را هدایت کنید. بهترین روش هدایت تیم نیز رهبری کردن آنهاست. قدرت مدیران معمولی فقط روی جایگاه سازمانی آنهاست. یعنی اگر روزی جایگاه خود را از دست بدهند، هیچکس حاضر نیست حتی یک دقیقه هم به حرفشان گوش دهد. ولی رهبران واقعی پای خود را فراتر از جایگاه سازمانی میگذارند و به قلب کارمندان خود نفوذ میکنند. به همین دلیل است که همیشه نتایج بهتری میگیرند.
سخن پایانی
آنچه در این مقاله خواندید، راهنمایی جامع اما کوتاه درباره مدیریت محصول بود. اگر میخواهید وارد این شغل شوید، بهترین راه این است که در دورههای دانشگاهی یا آزاد مربوط به رشتههای مدیریت یا MBA شرکت کنید. سپس وارد دورههای کارآموزی شوید و دانستههای خود را در میدان عمل آزمایش کنید. مطمئن باشید که با علاقه و پشتکار میتوانید خیلی زود موفق شوید و به درآمدهای بالایی برسید.
منابع:
Productplan
Linkedin
Coursera
Jobvision

